روز اول : مرا از خاك آفريدي - ميوه ممنوعه را بر سر راهم قرار دادي - مرا از بهشتت راندي.
روز دوم : در طوفان غمت مرا به ساختن كشتي امر كردي تا از آن ايمن گردم.
روز سوم : آتش دوريت را بر من گلستان كردي.
روز چهارم : درياي غمم را شكافتي.
روز پنجم : با دمت دل مردهام را زنده ساختي.
و
روز ششم : و معجزه جاويدت؛ اين واگويهها كه بر زبان من امي جاري ساختي، كه تا قيامت در آنها تحريف و تغييري رخ نخواهد داد.
من
.
روز دوم : در طوفان غمت مرا به ساختن كشتي امر كردي تا از آن ايمن گردم.
روز سوم : آتش دوريت را بر من گلستان كردي.
روز چهارم : درياي غمم را شكافتي.
روز پنجم : با دمت دل مردهام را زنده ساختي.
و
روز ششم : و معجزه جاويدت؛ اين واگويهها كه بر زبان من امي جاري ساختي، كه تا قيامت در آنها تحريف و تغييري رخ نخواهد داد.
من
.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:49  توسط امین
|
