تبليغاتX
CUAUHTEMOC

CUAUHTEMOC

من.

روز اول : مرا از خاك آفريدي - ميوه ممنوعه را بر سر راهم قرار دادي - مرا از بهشتت راندي.
روز دوم : در طوفان غمت مرا به ساختن كشتي امر كردي تا از آن ايمن گردم.
روز سوم : آتش دوريت را بر من گلستان كردي.
روز چهارم : درياي غمم را شكافتي.
روز پنجم : با دمت دل مرده‌ام را زنده ساختي.
و
روز ششم : و معجزه جاويدت؛ اين واگويه‌ها كه بر زبان من امي جاري ساختي، كه تا قيامت در آن‌ها تحريف و تغييري رخ نخواهد داد.
من
.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:49  توسط امین  | 

تو آینه ماشین خودمو نگاه می کردم

زیرش نوشته بود :

اجسام از آنچه در آیینه می بینید به شما نزدیکترند.

من

.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:24  توسط امین  | 

مي‌دوني چرا زندگي هيچ‌وقت به ثبات نمي‌رسه؟ و تو همش تو فراز و نشيب در آمد و شدي؟
خدا هر از چندگاهي اين ديگ جهانو هم مي‌زنه تا اين آش شلم شوربا ته نگيره.
به اين فكر كن كه اين بالا پايين شدن باعث مي‌شه نه خام بموني و نه ته بگيري تا دست آخر پخته ‌شي.
من
.
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:46  توسط امین  |