تبليغاتX
CUAUHTEMOC

CUAUHTEMOC

PARADOXICAL

امشب به همان خیابان پارسالی رفتم
باز برف بود
باز سرما بود
باز
باز
باز
......
همه چیز مانند گذشته بود
اما
وقتی برگشتم و پشت سرم را دیدم
روی برفها جای پای یک نفر بود
من
.
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 19:27  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  | 

براساس تذکرات استاد گرام، احمد آقای گل، تصحیحاتی انجام شد:
بر بلندای تاریخ نشسته ای
با نعلینی وصله زده
و دستانی خشن از کار صعب

بر اریکه سروری تکیه زده ای
با تیغی به برانی الماس
و دلی به زلالی آب

در تاریک شب جاهلیت
چون نور درخشیدی
و با نور اسلام در هم تنیدی
و چون "نور علی نور" تابیدی

سال هاست از خم غدیرت قدح ها پر می گردد
و از آتش ولایت انگور دل ها می جوشد

بزرگی
و بزرگیت را تاب نیاوردند
اما
هنوز بر بلندای تاریخ نشسته ای
با نعلینی وصله زده
و دستانی خشن از کار صعب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 10:27  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  |